{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
bone graft
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
پیوند استخوان
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
پیوند استخوانی
معنی bone graft, معنی دخئث لقشبف, معنی bone graft, معنی اصطلاح bone graft, معادل bone graft, bone graft چی میشه؟, bone graft یعنی چی؟, bone graft synonym, bone graft definition,
معنی certainly
,
ترجمه certainly
به فارسی,
معنی Complaint
,
ترجمه Complaint
به فارسی,
معنی مدیریت زیان
,
ترجمه مدیریت زیان
به انگلیسی,
معنی (.n): چیز زرنشان، طلاکوبی، خاتم کاری (.tv): نشاندن، در چیزی کار گذاشتن، (بازر یا , گوهر)اراستن، خاتم کاری کردن، گوهر نشان کردن
,
ترجمه (.n): چیز زرنشان، طلاکوبی، خاتم کاری (.tv): نشاندن، در چیزی کار گذاشتن، (بازر یا , گوهر)اراستن، خاتم کاری کردن، گوهر نشان کردن
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی